مقايسه با ثوابت قهقرايي است‌، يعني نياز به فلك‌هاي تدوير دارند. عقايد او درباب خروج از مركز و فلك‌هاي تدوير احتمالاً از ابن هيثم و برنار وردوني اقتباس شده است‌. او با احتياط اضافه كرده است كه درك صحيح آنها مستلزم تقسيم آسمان تباهي‌ناپذير به بخش‌هايي [چون‌ افلاك تحت‌القمر و فوق‌القمر] نيست‌؛ به‌علاوه چنين تقسيمي الزاماً ويرانگر نيست‌. نَه فلك‌ تدوير و نَه خروج از مركز منافاتي با اين فكر ندارد كه حركات غيرمستدير در بالاتر از ماه مستبعد است‌، چون ممكن است آن حركات را به مستدير تحويل و تجزيه كرد. حركات سيارات‌ غيرطبيعي نيست‌؛ بلكه فوق طبيعي است‌. اين تمايز زيركانه نتوانست كنار گذاشتن تدريجي‌ طبيعيات ارسطويي را تغيير دهد، بلكه موجب شد تا كم‌تر بد جلوه كند.
5. اقتصاد.
به گفته‌ٴ برخي نويسندگان تاريخ اقتصاد، دوران در سال 1326 ايجاد بانك‌هاي‌ دولتي را براي پرداخت وام با بهره يا بدون بهره مطرح كرده است‌، چون نتوانستم متن چنين‌ مطلبي را پيدا كنم‌، موضوع را با استاد جوزف كُچ در ميان نهادم‌، كه سال‌ها به مطالعه‌ٴ آثار دوران‌ اشتغال داشته است‌. او جواب داد (دوسِلدُرف‌، 22 اكتبر 1937) از هيچ نوشته‌ٴ دوران در مورد مسايل اقتصادي آگاه نيست‌. اين اشاره شايد در رساله‌ٴ جعلي درباب قوانين باشد كه حاوي بسياري‌ عقايد ((امروزي‌)) است‌، يا شايد در برخي نوشته‌هاي گيوم دُوران كوچك‌، اسقف مانْد، باشد.
اما آن اشاره‌، از هر كس باشد، حاكي از تكامل عقيده‌ٴ مسيحي درباب ربا است‌؛ سير تكاملي‌ بسيار كند است‌. وام در برخي موارد بحراني ناگزير بود، ولي احساس مي‌شد بايستي به چنين‌ مواردي محدود شود؛ وام براي مصرف آني باشد، نه براي توليد. نخستين سازمان براي وام دادن‌ پول‌، بدون بهره‌، به‌وسيله‌ٴ فرانسيسيان در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ پانزدهم در ايتاليا تأسيس شد، تا براي‌ نيازمندان پول فراهم كند. بهره‌، اگر دريافت هم مي‌شد، تنها براي كارمزد و هزينه‌هاي جاري بود (و نه خود وام‌)؛ در برخي موارد اين هزينه‌ها به‌وسيله‌ٴ خيرات (ثروتمندان موٴمن‌) تأمين مي‌شد.
اين راه حل مورد تأييد شوراي پنجم لاتران (1512 ـ 1517) قرار گرفت‌.

دُوران دو ريّاك‌

دُوران دو ريّاك‌1 دومينيكي فرانسوي (اهل اوورنيه‌؛ برآمدنش 1320 ـ 1334). او احتمالاً در اوريّاك (در اوورنيه‌؛ استان كانتال‌) زاده شد. احتمالاً در كلرمون فرّا به سلك دومينيكيان درآمد.
در سال‌هاي 1330 ـ 1331 مشغول تحصيل كتاب عبارات بود. در سال 1334 در اجلاس‌ استادان پاريس در مورد امكان روٴيت خدا از سوي آمرزيدگان شركت جست و در زمره‌ٴ بيست و نه متكلمي بود كه در رد عقيده‌ٴ پاپ يوحناي بيست و دوم در اين باره به فيليپ ششم نامه‌ نوشتند. پس‌از آن از او خبري نيست‌.


Durand D'Aurillac .1